مبانی علم حقوق         اندیشه های حقوقی        محمود محمد پور     1386

 

 

تعریف اندیشه های حقوقی = مجموعه قواعد زندگی در اجتماع است . واز دیر باز چگونگی ایجاد و اجرای آن مورد تحقیق بوده.

به ویژه در مواردی که قاعده وروش خاصی برای حل و فصل دعوا دیده وجود ندارد . یا قانون سابق با شرایط تازه زندگی ناسازگار    است.لذا مجموعه عقایدی که از طرف دانایان فن اظهار شده اندیشه حقوقی نامیده میشود.

 

آیا اندیشه حقوقی از منابع حقوقی است= پیروان حقوق فطری عقیده علما را از منابع حقوقی میدانند. به گفته آنها اگر اراده برتر

از اراده حکومت وجود داشته، ومبنای حقوق، عدالت باشد ، عقاید علما حقوق مهمترین منبع آن است.و بهترین وسیله جستجو در

همین عقاید است.اما مکتبهای تحقیقی وتاریخی با این نظر بشدت مخالف هستند. به نظر آنها نظر هر دانشمند جنبه خصوصی و فردی دارد.ولی حقوق ناشی از تاریخ زندگی ملت یا ضرورتهای ناشی از همبستگی اجتماعی است.وجود این اندیشه ها  حقوقی در ساختمان حقوقی هر کشور سهم بسزائی دارد.وبطور غیر مستقیم از منابع حقوقی است. وقانونگذار را در یافتن قواعد عادلانه رهبری میکند. وگاهی عرف حقوقی در ایجاد رویه حقوقی اثر دارد.

 

تفسیر قانون به چه معنا میباشد  = قانونگذار هر اندازه دقیق ونکته سنج باشد. تمام مسائلی را که مردم در زندگی روزانه خود با آن روبرو هستند ، نمی تواند پیش بینی کند .عبارتهای قانون گاهی برای فهماندن  مقصود رسا نیستند . و بسبت پاره ای از فروع، مجمل مانده است یعنی  مسائل جدیدی  بوجود آمده که در زمان وضع قانون مطرح نبوده است. از سوی دیگر به بهانه ابهام واجمال و تناقص

نمیتوان از حل و فصل دعاوی امتناع کرد .

 

قانون آیین دادرسی مدنی در زمینه تفسیر قانون چه نظری دارد = قضات نمیتوانند از رسیدگی به دعاوی امتناع کنند و در صورت امتناع، طبق قانون مجازات اسلامی به انفصال از خدمت محکوم میشوند . بنابراین آنچه حقیقت دارد، قوانین کیفری بایستی به صورت محدود ودر چهار چوب قانون تفسیر صحیح شوند.

 

انواع تفسیر قانون = سه نوع تفسیر وجود دارد.1-  تفسیر قانونی   2- تفسیر قضائی      3- تفسیر شخصی

 

تفسیرقانونی چگونه تفسیری است = بوسیله مجلس شورای اسلامی  انجام میشود. که اصولی از قانون اساسی به این امر اشاره دارد.

البته باید در نظر داشت که صلاحیت  مجلس شورای اسلامی تنها مختص به قوانین دعاوی میباشد. وتفسیر قانون اساسی در حیطه

مسئولیت شورای نگهبان است.

 

تفسیر قضائی چگونه تفسیری است = این تفسیر بوسیله دادرسان در دعاوی بین اشخاص صورت گرفته، واعتبارش محدود به همان

دعوا است. وسایر دادرسان موظف نیستند از آن پیروی کنند. وبرای جلوگیری از اختلاف رویه قضائی وتامین وحدت نظر بین محاکم،

قانون در پاره ای موارد تفسیر دیوان عالی کشور را برای دادگاه ها الزام آور شناخته است.

 

 

تفسیر شخصی چگونه تفسیری است =  نویسندگان حقوقی بنا بر ذوق ، سلیقه واعتقاداتی که در امور اجتماعی دارند .مواد قانونی را

تفسیر ورویه قضائی را تجربه ،تعلیق وانتقاد میکنند.که این عمل جنبه رسمی نداشته وهیچ قاعده حقوقی ایجاد نمیکند.ولی اثر آن در ایجاد قواعد حقوقی انکار ناپذیر است